۱۳۸۹ دی ۲۴, جمعه

گاف مهران مدیری


بنا نداشتم تا در این مقوله وارد شوم ، دعوایی که یک سر آن مهران مدیری ست و سوی دیگرش شهرام همایون . در این مقطع حیف ست حتی نیروهای بی طرف ، به طرفی دیگر رانده شوند .
مهران مدیری همین قدر که به دیدار و دست بوسی خامنه ای نرفته ، مورد احترام مردم قرار گرفته اما حیف شد که در بازی دست انداختن شبکه های لس آنجلسی ، شهرام همایون را هم ، هم مقدار و هم شان شبکه هایی قرار داد که تنها به فکر سودجویی هستند و نه از ایرانی و ایرانیت ، که از انسانیت هم بهره ای نبرده اند .
مهران مدیری همانی ست که در اوایل دوران حاکمیت باند فشار ، در برنامه های طنز خود ، به حمایت از آنان ، اصلاح طلبان را دست می انداخت ، اما کار بزرگ او در عدم کرنش به قدرتمندان ، آنقدر دوست داشتنی ست که حمایتهایی آنچنانی از حاکمیت نظامی بر نظام ، قابل اغماض بنظر می رسد .
اما کاش مدیری مدیریت میکرد و در طنز خویش ، همگان را به یک سطح نمی انگاشت .
مدتهاست که نه ماهواره دارم و نه تمایلی به دیدن برنامه های شبکه های ایرانی اما نهایت بی انصافی ست اگر در مورد شهرام همایون به چند نکته اشاره نکنم .
درست در زمانی که مردم ایران بدلیل اعتراض به امارات و زیاده طلبی های این شیخ نشین ، از پلیس کتک می خوردند ، شبکه های اصطلاحا لس آنجلسی تمام توان و امکانات خود را در اختیار دفاتر و مراکزی قرار داده بودند که برای جذب سرمایه ایرانی ها به امارات ، به هزار و یک خدعه متوسل می شدند . 
در این ایام که سود فراوانی از تبلیغات این شرکت ها نصیب شبکه های تلویزیونی فارسی زبان می شد ، شهرام همایون با تمام مشکلات مالی ، هرگز اجازه نداد تا شبکه اش در اختیار اینگونه شرکتها ( ی وطن قروش ) قرار بگیرد . بار هزینه های شبکه خود را با فروش کتاب و وسایل دیگر سبک می کرد ، کمک مالی جمع می کرد اما از تبلیغ برای بیگانه ای که چشم طمع به تمامیت ارضی ایران ( بویژه جزایر سه گانه ) داشت ، خودداری نمود .
در جریان اعتراضات مردمی به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و قتل مردم قهرمان و صبور بدست دژخیمان مزدور حاکمیت ، شبکه های لس آنجلسی به ساز و آواز مشغول بودند و چشم به جنایات حکومت بستند ، انگار که براستی همه چیز آرام بود و آنها خوشبختی را فریاد میزدند . اما شهرام همایون تمامی برنامه اش را به نشر و انعکاس اعتراضات مردم اختصاص داد .
اگر نگاه همایون به شبکه تلویزیونی ، نگاه تاجرمآبانه بود ، نفع در تبلیغ شرکت های اماراتی می دید و همچون دیگر شبکه های قرطی و قوطی (!) در اوج اعتراضات سبز مردم ، به تنها خبری که اشاره نمی بایست میکرد ، رذالت حکومت بود و رشادت مردم .
یادمان نرفته که در آن روزها چگونه از بی خیالی شبکه های فارسی زبان عصبی بودیم ، شبکه هایی که بجای حمایت از جنبش سبز مردم ، به تبلیغ مواد نیروزا می پرداختند و بجای نشان دادن صحنه های رشادت و شهادت جوانان ، کنسرت خوانندگان بی خیال را از دبی پخش می کردند !
من نه همایون را دیده ام و نه او را می شناسم اما از یک جهت برایش ارزش قائلم ، شبکه تلویزیونی همایون ، شبکه ای ست سیاسی برای انعکاس خواسته های هموطنانش . دیدگاه های او را نمی پسندم که تا زمانی که بیننده برنامه هایش بودم ، همیشه رنج می بردم از حمایت های غیر مستقیم وی از خاندان پهلوی ، اما اگر فقط یک نکته از جنبش سبز مردم یاد گرفته باشم ، شاید این باشد که همه آنانی را که دل به خواسته های مردم داده اند را ارج نهم و بجای تفرقه بدلیل تمایز آرا و تفاوت دیدگاه ، نگاه به هدفی والا داشته باشم : آزادی برای ایران تا همه ما بتوانیم صبورانه یکدیگر را تحمل کنیم و برای رسا شدن صدای همه ( حتی مخالف ) مبارزه کنیم .
برخی از دوستان در سایت بالاترین خرده گرفته اند که چرا از مدیری انتقاد می شود ، او همانی ست که تا دیروز بجهت سرپیچی از ابراز بندگی به ولایت ، مورد تکریم همه بود !
دقیقا این روش ، نشان از بلوغ فکری دارد که کسی را بت نکنیم ، مهران مدیری تا زمانی که در مقابل قدرت مداران تعظیم نکرد ، مورد ستایش بود و زمانی هم که به خطا رود ، بایستی جوابگوی رفتارش باشد .
و تصور میکنم این همان سیاق و رفتاری ست که ما باید پیشه کنیم تا کسی دیگر قهرمان نشود که قهرمان همانانی هستند که سینه ستبر نموده اند در مقابل ظلم . قهرمانی که بی تریدید باید از او تبعیت نمود ، ملت ایران ست و الا دیگر شخصیت ها ، حتی اگر به فرض رهبر جنبش سبز هم که باشد ، تا زمانی مورد قبول و احترام ست که نظرات مردم را بازگو کند ، نه اینکه توقع داشته باشد تا مردم مطیع رهبری او شوند که در این صورت تفاوتی بین شاه و خلیفه و ولی فقیه و سبز و سرخ و سیاه نخواهد بود .
کاش مدیری در این ورطه یا وارد نمی شد و یا اگر می شد ، حرمت حریم آشنا نگه میداشت .
کپی شده  از بلاگ تقویم تبعید http://www.farhadheyrani.blogspot.com/
با تشکر 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر