۱۳۸۹ دی ۲۹, چهارشنبه

مهران مدیری و اندی



       

انتشار ویدئو کلیپ آقای مهران مدیری ، خشم بسیاری از ایرانیان در خارج و داخل کشور را برانگیخت چرا که اکنون با حوادث پیش آمده مسلم شده است که این کار یا بصورت فرمایشی ، یا سفارشی از سوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی دریافت شده است.
اما پیش از این ، آقای مدیری ظاهرا به دلیل عدم شرکت در جلسه ای با حضوری خامنه ای از محبوبیت قابل توجهی برخوردار شد و توانست با ایجاد شرکتی بنام سبز  طرفداری بخشی از طرفداران جنبش سبز را جلب کند که بعضی از آنان ،‌ توجه داشته باشید بعضی از آنان ، هنوز هم به جانبداری از ایشان ادامه میدهند. اما می ماند یک سوال :
چرا آقای مهران مدیری از میان همه ی خوانندگان ساکن لوس آنجلس فقط آقای اندی را برای طرح در آن هجو نامه ی افتضاح خود انتخاب کرد ؟! آیا جز این است که اندی خواننده ای بود که در اوج جریان جنبش سبز همراه با یک خواننده بین المللی به طرفداری از این جنبش حرکتی بسیار زیبا از خود نشان دادند!
آیا شما دلیل بهتری دارید؟

                                                                                                                                        رامینی

شکایت از عوامل سریال قهوه تلخ در دادگاه



درحالی که عوامل سریال قهوه تلخ در صدد شکستن رکورد فروش سریال نود قسمتی خود هستند فردی مدعی شده که مهران مدیری، خشایار الوند و امیر مهدی ژوله از نام و مضمون کلی فیلمنامه وی به نام خودشان استفاده کرده اند.
به گزارش مهر، سید یزدان میرزادگی که سابقه فعالیت هنری در بخشهای فیلمنامه نویسی، دستیاری کارگردانی و بازیگری در سینما و تلویزیون را در کارنامه کاری خود دارد، سه ماه پیش شکایت نامه ای علیه مهران مدیری، خشایار الوند و امیر مهدی ژوله طرح کرد مبنی بر اینکه عوامل تهیه و پخش سریال قهوه تلخ از نام و مضمون کلی فیلمنامه وی به نام خودشان استفاده کرده اند. او مدعی است  در سال 85 فیلمنامه درام قهوه تلخ را نوشته و در تاریخ 15/7/85 در بانک فیلمنامه ایران آن را به ثبت رسانده است. در مضمون فیلمنامه وی، فردی قهوه تلخ را نوشیده و به زمان گذشته رفته و دوباره با نوشیدن همان قهوه به زمان حال برمی گردد.


اما مضمون فیلمنامه نوشته شده توسط امیرمهدی ژوله و خشایار الوند با عنوان قهوه تلخ نیز تقریبا همین مضمون را دارد با این تفاوت که نوشته این دو نفر فیلمنامه ای طنز برای سریال است درحالی که نوشته میرزادگی درام سینمایی است. با اینحال میرزادگی می گوید می توان مضمون یک فیلمنامه را بسط داد و آن را به سریال تبدیل کرد. 
بعد از طرح شکایت میرزادگی از عوامل سریال قهوه تلخ، علی زارعی، وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی که وکالت پرونده شکایت یزدان میرزادگی از این افراد را بر عهده دارد در تاریخ 24 آبانماه امسال نامه ای به بازپرس دادسرای ناحیه 19 تهران نوشت و در بخشهایی از آن ذکر کرد که با استناد به بند 1 ماده 2 قانون حمایت از حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان که هر نوشته هنری، مانند فیلمنامه اثر بوده و مورد حمایت این قانون است و استناد به ماده 3 قانون مرقوم، حقوق صاحب اثر شامل حق انحصاری نشر است و همچنین طبق ماده 17 این قانون حتی نام و عنوان و نشان ویژه ای که معرف اثر است از حمایت این قانون برخوردار است و هیچکس در هر پست و مقامی نمی تواند آنها را برای اثر دیگری از همان نوع و یا مانند آن به ترتیبی که القا شبهه کند به کار برد.
وی در نامه خود این سوال را مطرح کرد که آیا استفاده از نام اثر موکل و محتوای اثر، آنهم در مهمترین قسمت فیلمنامه یعنی نوشیدن قهوه تلخ و بازگشت به زمان گذشته مصداق کامل نقض قانون حمایت از حقوق مولفان، منصفان و هنرمندان نیست؟
با توجه به ثبت اثر از جانب موکل در تنها مرجع ثبت فیلمنامه در ایران و همچنین اطلاع همگان از ثبت اثر و حتی انتشار عنوان اثر به نام موکل در مجله بانی فیلم در کنار نام آقای خشایار الوند و اثر ایشان (ماکسیما) که اکنون ادعای نویسندگی قهوه تلخ را دارند و با توجه به پوسترهای تبلیغاتی چاپ شده در سال 86 توسط سازمان سینمایی فجر و سوابق موکل به نویسندگی جملگی حکایت از حقانیت موکل و صحت ادعای وی دارد.
زارعی در این نامه تقاضای جلوگیری از پخش سریال قهوه تلخ و صدور قرار مجرمیت را خواستار شده است. پس از آن موضوع پیگیری شد و عوامل سریال قهوه تلخ به دادسرا فراخوانده شدند. تا اینکه بعد از برگزاری جلسه ای، مهران مدیری، ژوله و الوند درخواست ده روز مهلت برای دریافت رضایت از سوی شاکی را اعلام کردند.


یزدان میرزادگی در تاریخ 7/9/1389 تنها رضایت حقوقی خود را درباره این پرونده اعلام کرد. اما او در گفتگو با خبرنگار مهر می گوید: در این مدت عوامل سریال قهوه تلخ به صورت شفاهی قول انجام تعهداتی را به من دادند اما تا کنون به هیچیک از آن تعهدات عمل نکرده اند.
 

میرزادگی با بیان اینکه فیلمنامه سریال قهوه تلخ ثبت نشده است ادامه میدهد: اگر نویسندگان قبل از نوشتن هر متنی به بانک فیلمنامه مراجعه کنند دیگر شاهد آن نخواهیم بود که دو نفر یک نام و محتوا را برای اثر خود انتخاب کنند.
علی زارعی، وکیل پرونده قهوه تلخ نیز در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد که به دلیل تعهدات اخلاقی صحبتی نمی کنم. او عملی نشدن تعهدات شفاهی عوامل سریال قهوه تلخ را هم رد نکرد.
پرونده شکایت از عوامل سریال قهوه تلخ با وجود رضایت کتبی یزدان میرزادگی هنوز باز است و این نویسنده قصد دارد تا در صورت عملی نشدن تعهدات عوامل سریال قهوه تلخ، دوباره از مدیری، ژوله و الوند شکایت کند.

۱۳۸۹ دی ۲۷, دوشنبه

اعتراض استاد طنز و شعر"هادی خرسندی" به ابتذال مهران مدیری



تازه ترین شعر استاد طنز ایران هادی خرسندی در رابطه با ابتذال مهران مدیری : 

طنز اگر پرمایه باشد ، میبرند
مردم و گوینده ی آن ، کیف طنز
طنز اگر افتد به راه ابتذال
حیف مهران مدیری ، حیف طنز

 هادی خرسندی

۱۳۸۹ دی ۲۴, جمعه

گاف مهران مدیری


بنا نداشتم تا در این مقوله وارد شوم ، دعوایی که یک سر آن مهران مدیری ست و سوی دیگرش شهرام همایون . در این مقطع حیف ست حتی نیروهای بی طرف ، به طرفی دیگر رانده شوند .
مهران مدیری همین قدر که به دیدار و دست بوسی خامنه ای نرفته ، مورد احترام مردم قرار گرفته اما حیف شد که در بازی دست انداختن شبکه های لس آنجلسی ، شهرام همایون را هم ، هم مقدار و هم شان شبکه هایی قرار داد که تنها به فکر سودجویی هستند و نه از ایرانی و ایرانیت ، که از انسانیت هم بهره ای نبرده اند .
مهران مدیری همانی ست که در اوایل دوران حاکمیت باند فشار ، در برنامه های طنز خود ، به حمایت از آنان ، اصلاح طلبان را دست می انداخت ، اما کار بزرگ او در عدم کرنش به قدرتمندان ، آنقدر دوست داشتنی ست که حمایتهایی آنچنانی از حاکمیت نظامی بر نظام ، قابل اغماض بنظر می رسد .
اما کاش مدیری مدیریت میکرد و در طنز خویش ، همگان را به یک سطح نمی انگاشت .
مدتهاست که نه ماهواره دارم و نه تمایلی به دیدن برنامه های شبکه های ایرانی اما نهایت بی انصافی ست اگر در مورد شهرام همایون به چند نکته اشاره نکنم .
درست در زمانی که مردم ایران بدلیل اعتراض به امارات و زیاده طلبی های این شیخ نشین ، از پلیس کتک می خوردند ، شبکه های اصطلاحا لس آنجلسی تمام توان و امکانات خود را در اختیار دفاتر و مراکزی قرار داده بودند که برای جذب سرمایه ایرانی ها به امارات ، به هزار و یک خدعه متوسل می شدند . 
در این ایام که سود فراوانی از تبلیغات این شرکت ها نصیب شبکه های تلویزیونی فارسی زبان می شد ، شهرام همایون با تمام مشکلات مالی ، هرگز اجازه نداد تا شبکه اش در اختیار اینگونه شرکتها ( ی وطن قروش ) قرار بگیرد . بار هزینه های شبکه خود را با فروش کتاب و وسایل دیگر سبک می کرد ، کمک مالی جمع می کرد اما از تبلیغ برای بیگانه ای که چشم طمع به تمامیت ارضی ایران ( بویژه جزایر سه گانه ) داشت ، خودداری نمود .
در جریان اعتراضات مردمی به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و قتل مردم قهرمان و صبور بدست دژخیمان مزدور حاکمیت ، شبکه های لس آنجلسی به ساز و آواز مشغول بودند و چشم به جنایات حکومت بستند ، انگار که براستی همه چیز آرام بود و آنها خوشبختی را فریاد میزدند . اما شهرام همایون تمامی برنامه اش را به نشر و انعکاس اعتراضات مردم اختصاص داد .
اگر نگاه همایون به شبکه تلویزیونی ، نگاه تاجرمآبانه بود ، نفع در تبلیغ شرکت های اماراتی می دید و همچون دیگر شبکه های قرطی و قوطی (!) در اوج اعتراضات سبز مردم ، به تنها خبری که اشاره نمی بایست میکرد ، رذالت حکومت بود و رشادت مردم .
یادمان نرفته که در آن روزها چگونه از بی خیالی شبکه های فارسی زبان عصبی بودیم ، شبکه هایی که بجای حمایت از جنبش سبز مردم ، به تبلیغ مواد نیروزا می پرداختند و بجای نشان دادن صحنه های رشادت و شهادت جوانان ، کنسرت خوانندگان بی خیال را از دبی پخش می کردند !
من نه همایون را دیده ام و نه او را می شناسم اما از یک جهت برایش ارزش قائلم ، شبکه تلویزیونی همایون ، شبکه ای ست سیاسی برای انعکاس خواسته های هموطنانش . دیدگاه های او را نمی پسندم که تا زمانی که بیننده برنامه هایش بودم ، همیشه رنج می بردم از حمایت های غیر مستقیم وی از خاندان پهلوی ، اما اگر فقط یک نکته از جنبش سبز مردم یاد گرفته باشم ، شاید این باشد که همه آنانی را که دل به خواسته های مردم داده اند را ارج نهم و بجای تفرقه بدلیل تمایز آرا و تفاوت دیدگاه ، نگاه به هدفی والا داشته باشم : آزادی برای ایران تا همه ما بتوانیم صبورانه یکدیگر را تحمل کنیم و برای رسا شدن صدای همه ( حتی مخالف ) مبارزه کنیم .
برخی از دوستان در سایت بالاترین خرده گرفته اند که چرا از مدیری انتقاد می شود ، او همانی ست که تا دیروز بجهت سرپیچی از ابراز بندگی به ولایت ، مورد تکریم همه بود !
دقیقا این روش ، نشان از بلوغ فکری دارد که کسی را بت نکنیم ، مهران مدیری تا زمانی که در مقابل قدرت مداران تعظیم نکرد ، مورد ستایش بود و زمانی هم که به خطا رود ، بایستی جوابگوی رفتارش باشد .
و تصور میکنم این همان سیاق و رفتاری ست که ما باید پیشه کنیم تا کسی دیگر قهرمان نشود که قهرمان همانانی هستند که سینه ستبر نموده اند در مقابل ظلم . قهرمانی که بی تریدید باید از او تبعیت نمود ، ملت ایران ست و الا دیگر شخصیت ها ، حتی اگر به فرض رهبر جنبش سبز هم که باشد ، تا زمانی مورد قبول و احترام ست که نظرات مردم را بازگو کند ، نه اینکه توقع داشته باشد تا مردم مطیع رهبری او شوند که در این صورت تفاوتی بین شاه و خلیفه و ولی فقیه و سبز و سرخ و سیاه نخواهد بود .
کاش مدیری در این ورطه یا وارد نمی شد و یا اگر می شد ، حرمت حریم آشنا نگه میداشت .
کپی شده  از بلاگ تقویم تبعید http://www.farhadheyrani.blogspot.com/
با تشکر 

۱۳۸۹ دی ۲۲, چهارشنبه

ماجرای یک کلیپ



ماجرای انتشار کلیپ ساخته ی وزارت اطلاعات در رابطه با تلویزیونهای ایرانی خارج از کشور مباحث گوناگونی را بر انگیخت.
اینجانب در همین رابطه چند سوال و نکته را مطرح می کنم و امیدوارم کس یا کسانی باشند که پاسخی به آنها داشته باشند
1-      اولا یک مدرک ، یک قطعه فیلم از برنامه های آقای همایون به مردم نشان بدهند که در آن یک فحش ، یک کلمه رکیک ، یک ناسزا به هر کس یا هر شخصی وجود داشته باشد.
2-      آیا قبول دارید که آقای مهران مدیری مورد حمایت دولت آقای احمدی نژاده بوده و هستند یا خیر؟! اگر قبول ندارند چرا آقای مدیری خبرهای خبرگزاریهای مختلف از جمله جهان نیوز – پارسینه – رجا نیوز و تابناک را که چنین اخباری را رسما منتشر کرده اند ، تکذیب نمی کنند؟
3-      آیا ماجرای دستگیری آقای مدیری و آزاد شدن ایشان بفاصله چند روز صحت دارد یا خیر؟
4-      آقای الوند ادعا می کند این کلیپ چهارسال قبل یعنی یکسال قبل از تاسیس جنبش ما هستیم ساخته شده است ، آیا در چنین حالتی ، چگونه شعار جنبش ما هستیم " هستم اگر می روم ... " در این کلیپ به تمسخر گرفته شده است.
5-      در شرایطی که فیلم ساخته شده جعفر پناهی باعث به زندان رفتن ایشان می شود ، چگونه سریال قهوه تلخ در شبکه خانگی و با مراسم قرعه کشی در حضور نماینده دادستان ، بعنوان یک برنامه سبز یا ملی تلقی میشود!؟
6-      آیا ادبیاتی که مخالفان آقای همایون در حمایت از مهران مدیری مورد حمایت احمدی نژاد بکار می بردند، همان ادبیات فراگیر آقای مهندس  موسوی است.
7-      دوستانی که این کلیپ را ملاحظه فرموده اند ، از اینکه آقای مدیری همه ی تماشاگران را " حمال – بی ناموس و ..." خطاب کرده اند ظاهرا خوشحال هستند !
8-      کانال یک برای اداره امور خودش انواع کالاها را می فروشد تا در تلویزیونش امثال نوری زاده و سازگارا که طرفداران جنبش سبز هستند حرفهایشان را بزنند ،  تلویزیون ها و آقایان سبز چنین امری را چگونه توجیح می کنند.
در خاتمه خانمها و آقایان ، اگر آقای مهران مدیری مورد حمایت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی نیست لطفا یکبار – فقط یکبار آنرا اعلام کنند!

۱۳۸۹ دی ۱۷, جمعه

سخنی با هواداران آقای مدیری!

سخنی با هواداران آقای مدیری!

  
در طول چند روز گذشته گرچه نه مهمترین –  اما یکی از خبرهای مورد بحث مردم ، پخش سریال تازه ای از آقای مهران مدیری بوده است که بشدت به تلویزیون های خارج از کشور تاخته است...
بنده اساسا به موضوع طرف مقابل – آقای شهرام همایون و طرفداران ایشان کاری ندارم فقط چند سوال از طرفداران آقای مدیری دارم که ظاهرا چشم بر حقیقت بسته اند.
تا کنون چند خبر در رابطه با ایشان از سوی مراکز خبری داخل کشور منتشر شده است که عبارتند از :
1. اعلام حمایت دولت آقای احمدی نژاد از تولید قهوه تلخ ( متن شماره یک به نقل از سایت تابناک)
2. توزیع 700 سری از قهوه تلخ در اجلاس ائمه جمعه
3. اهدا سری اول قهوه تلخ در مراسم افطار به آقای احمدی نژاد از سوی شخص آقای مدیری
دوستان عزیز به من بگویید آیا واقعا وقتی شما این 3 خبر را کنار هم قرار میدهید چه برداشتی از آقای مدیری به ذهن شما خطور می کند؟
الف : قهوه تلخ چگونه سریال ضد رژیمی است که از سوی دولت حمایت مالی میشود؟
ب : چگونه تندروترین قشر جامعه (امامان جماعت) هدیه ای ضد رژیم را قبول می کنند؟
ج : اگر ما آنچنان به آقای افتخاری بخاطر یک روبوسی تاختیم ، اهدا هدیه از سوی مهران مدیری به ایشان را چگونه توجیه می کنیم؟
و بالاخره :
آقای کامران ملک مطیعی  –  هنرمند نازنین ما  –  در وبلاگ شخصی خود اظهاراتی بیان نموده است، از جمله حمایت آقای پورمحمدی در صدا و سیما ( این آقا برادر آقای پور محمدی در وزارت اطلاعات هستند) چگونه می توان این اظهارات را نادیده گرفت؟
و در پایان :
همایون و طرفدارانش –  بد یا خوب –  در کنار ما هستند مقابل رژیم  و دولت انتصابی احمدی نژاد هستند  چگونه می توان  بخاطر کسی که از سوی احمدی نژاد حمایت شده است به آنها حمله کرد؟!
از همه ی دوستان خواهش می کنم یکبار دیگر به آنچه که اتفاق افتاده نگاه کنید و ملاحظه کنید آیا راهمان درست بوده است ؟